1- هنر اصفهان ، farzad.saljooghi.96@gmail.com
2- هنر تهران
چکیده: (57 مشاهده)
این پژوهش نقش درخت «واقواق» را در قالیهای تصویری شمالغرب ایران بررسی میکند و نشان میدهد که این نقشها بیش از یک عنصر تزئینی، حامل لایههای پیچیده آیینی، اسطورهای و روانشناختیاند. پژوهش از روش کیفیِ خوانش نمادین در چارچوب نظریه یونگ بهره برد: ده قالی دارای نقش واقواق بهصورت هدفمند از مجموعههای موزهای، کاتالوگهای حراج و آرشیوهای دیجیتال انتخاب شدند و هر نمونه در دو گام تحلیل شد. نخست، اجزای بصری هر نمونه (ساختار کلیِ درخت، وجود سرهای آویخته، نقوش انسانی و دیوها، موجودات ترکیبی و ترکیببندی فضا) توصیف و دستهبندی گردید. دوم، این واحدهای بصری از منظر کهنالگوهای یونگی از جمله «سایه»، «درخت کیهانی»، «نگهبانِ آستانه» و «فرایند فردیت» خوانش شدند تا نقش عملکردیِ نمادها در روایتهای بصری معلوم شود.
یافتهها سه الگوی نمادین برجسته را نشان داد: (۱) درختهای یکپارچهساز که بر ادغام جنبههای پنهانِ روان و روند رشد درونی و فردیت یابی دلالت دارند؛ (۲) درختهای مخرب/وسوسهانگیز که نشانههایی از وسوسه، سوءاستفاده از قدرت یا فروپاشیِ هویتی ارائه میدهند؛ و (۳) الگوهای دوگانه که تضادهای محلی و مناسکی (مثلاً روشنایی/تاریکی یا حیات/مرگ) را بازتاب میدهند. عناصر خاصی مانند سرهای آویخته و موجودات مرکب غالباً نقشهایی مشابه نگهبانِ آستانه یا آزمونهای آیینی را ایفا میکنند؛ همچنین نمونههایی از تصاویر حکام یا پادشاهان وجود دارد که پیوندهای نمادینِ آنان با نیروهای تاریک، خوانشی سیاسی نمادین را نیز ممکن میسازد. این نتایج با خوانش یونگی همسویی دارند و پیوندهای قوی با سنتهای فولکلوریک و عرفانی منطقه را نشان میدهند؛ در عین حال پژوهش بر ضرورت تکمیلِ دادهها از طریق مطالعات میدانی، مصاحبه با بافندگان و تحقیقات بایگانیای گستردهتر برای تعمیق زمینه تاریخی-فرهنگیِ این نقشها تأکید میکند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
طراحی و فرم در هنرهای اسلامی دریافت: 1404/5/22 | پذیرش: 1405/1/29