1- موسسه آموزش عالی فردوس
2- دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر تهران ، ar.sheikhi59@yahoo.com
چکیده: (3136 مشاهده)
شهرت داستان لیلی و مجنون و مثل شدن آنها در عشق و عاشقی، درواقع از دولت سر شاعران ایرانی حاصل آمده است. نقاشی ایرانی با شعر و ادب فارسی الفت دیرینه دارد و بهمرورزمان با حکمت کهن ایرانی و عرفان اسلامی درآمیخته است. در هر اثر تجسمی، هنرمند نحوه نگرش خود را به موضوعی خاص به تصویر میکشد و مجموعه پیامهای تصویری باعث ایجاد ارتباط بصری میشود. نقش لیلی همواره در طول تاریخ هنر و ادب ایران بهعنوان یکی از اسطورههای زنانه مطرح بوده است. ازجمله در آثار کمالالدین بهزاد، میر خلیل نقاش، مظفر علی تربتی و قاسم علی، بهعنوان مفهومی مهم، سیما و سرشت خاصی دارد. هدف این پژوهش تحلیل بصری نقش لیلی و همخوانی متن و تصویر این شخصیت در نگارههای کتب خمسه نظامی و هفتاورنگ جامی در دورههای تیموری و صفوی است. با تحلیل و بررسی نگارههای موجود در دوران مذکور به جایگاه لیلی در این کتب پرداختهشده و سپس با نگاهی تطبیقی به نقش لیلی و استخراج نقاط افتراق و اشتراک آن و همخوانی متن و تصویرسازی پرداختهشده و تلاش شده است تا به این سؤالات پاسخ داده شود که نخست ویژگیهای تجسمی لیلی در خمسه نظامی و هفتاورنگ جامی در عصر تیموری و صفوی چیست؟ و همچنین انطباق متن و تصویر تا چه اندازه بوده است؟ در نگارههای عصر تیموری و صفوی لیلی زنی نجیب و افسونگر بارنگ پوستی روشن و دستهای باریک و کشیده به تصویر کشیده شده که عمدتاً در مرکز توجه بوده ولی خودش به بیرون از تصویر نگاه میکرده است. در دوران مذکور با توجه به تعدد فرقههای عرفانی اغلب نقاشان برداشت شخصی خود را از متن به تصویر درآوردهاند که درنتیجه در برخی موارد هنرمند تعهد کمی به متن توصیفی داشته است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1398/6/4 | پذیرش: 1399/11/20 | انتشار: 1399/11/20