1- ، malborzi@shirazu.ac.ir
چکیده: (21 مشاهده)
خلق ایدههای نو و ابتکارات جدید یکی از ویژگیهای شناختی انسان است که میتواند باعث موفقیتهای فردی و اجتماعی شود. این ویژگی مهم، خلاقیت نامیده میشود. این ویژگی، سببساز تقویت تفکر خلاق و نیز در تصمیمگیریهای بهتر و مهارت حل مسأله راهگشا خواهد بود. از طرف دیگر فعالیت هنری و آموزش هنر نیز نقشی مؤثر در پرورش خلاق دارد. هدف پژوهش حاضر تبیین دیدگاه متخصصان از نقش آموزش هنر در پرورش تفکر خلاق میباشد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه تحلیل مضمون و با ابزار مصاحبه نیمهسازمان یافته انجام گرفته است. مصاحبهشوندگان شامل متخصصان حوزه روانشناسی آموزشی و تربیتی و اساتید آموزش هنر بوده که این افراد به روش هدفمند و در دسترس با شیوه معیار اشباع نظری انتخاب شدند. نه فرد انتخاب و مورد واکاوی قرار گرفت. روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضامین اتراید استرلینگ (2001 ) بود که منجر به شناسایی مضامین فراگیر، سازماندهنده و پایه شد. اعتبار یافتهها از روش ساخت مسیر ممیزی و مطابقت دادن با اعضا به دست آمد. نتایج به دست آمده از مصاحبهها شامل (36) مضمون پایه از جمله کنشهای مختلف نتایج متفاوت، هنر؛ هم عقل و هم احساس، خلاقیت؛ متفاوت از عقل و حس، خلاقیت؛ بسط دهنده عقل و احساس، سادگی و سلاست؛ زمینه بروز خلاقیت و (4) مضمون سازماندهنده شامل سیالی، انعطافپذیری، اصالت و بسط و (1) مضمون فراگیر با عنوان هنر و تفکر خلاق استخراج گردید. نتایج به دست آمده در خصوص نقش آموزش هنر در پرورش تفکر خلاق، حاکی از نگاه فرآیندی خلاقیت در دیدگاه متخصصین است. ملموسترین مؤلفههای نقش آموزش هنر در پرورش تفکر خلاق ، انعطاف پذیری و اصالت میباشد که تمامی مصاحبهشوندهها به آنها اشاره کردند و بعد از بین دیگر مضامین سازماندهنده، برای شرکت کنندهها سیالی و بسط است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1405/1/11 | پذیرش: 1405/5/17