Research code: A-10-757-1
1- گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران ، fargol.zarafshan2018@gmail.com
2- گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران
چکیده: (735 مشاهده)
در هنگامۀ پرآشوب قرن نوزدهم، زمانی که جهان در آستانۀ دگرگونیهای عمیق اجتماعی و صنعتی قرار داشت، جنبشی نوظهور از دل هنر و صنایعدستی سر برآورد؛ جنبشی به نام آرتنوو که به عنوان واکنشی در برابر تولید انبوه و تکراری محصولات صنعتی شکل گرفت. این سبک که در اواخر قرن نوزدهم میلادی نخست در اروپا پدیدار شد، بازتابی از گرایش به طبیعت، اصالت و زیباییهایی بود که در دنیای مدرن در معرض فراموشی قرار گرفته بودند. در آن سوی جهان، ایرانِ دوران قاجار، به رغم عبور از تلاطمات داخلی و نفوذ قدرتهای خارجی، همچنان یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و هنری شرق بود. این دوره که همزمان با تلاقی سنت و نوگرایی جریان داشت، شاهد تلاشهایی برای احیای هنرهای بومی و معرفی آنها به جهان غرب بود. هنر ایرانی، بهویژه در قالب قالیهای نفیس و منسوجات فاخر، توجه هنرمندان و مجموعهداران اروپایی را به خود جلب کرد و به یکی از منابع الهامبخش جنبش آرتنوو تبدیل شد. هدف اصلی این مقاله، تبیین ماهیت و میزان تأثیرپذیری طراحان آرتنوو از ساختار، نقوش و رنگبندی منسوجات قاجاری است؛ به گونهای که مشخص گردد این تعامل هنری چگونه به بازتولید مفاهیم زیباییشناختی شرق در بستر مدرنیسم غربی انجامیده است. این پژوهش از نظر محتوا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی است و برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش کیفی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که اگرچه در نمونههایی نظیر تولیدات تجاری زیگلر، دخل و تصرف در ساختار نقوش برای همسویی با سلیقه غرب مشهود است، اما در آثار هنرمندان پیشرو، تأثیرپذیری عمدتاً در نظام رنگبندی نمود یافته است. این امر نشاندهندۀ رویکردی است که در آن، غنای رنگی و هارمونی بصری هنر ایرانی بهعنوان منبع الهام به کار رفته، در حالیکه ساختار طرحها و نقوش مورد استفاده، از منابعی متنوع و متفاوت نشأت گرفتهاند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
طراحی و فرم در هنرهای اسلامی دریافت: 1404/8/9 | پذیرش: 1405/2/2