1- ، Maryam.aziminezhad@birjand.ac.ir
چکیده: (11 مشاهده)
شاهنامه رشیدا از معتبرترین نسخههای مصور شاهنامه در دوران صفوی است که در نگارههای آن، روایت حماسی فردوسی با اندیشهی عرفانی و فلسفی ایرانیـ اسلامی درهم آمیخته است. در این آثار، «انسان» نه تنها بهعنوان شخصیت داستانی، بلکه بهعنوان محوریترین عنصرِ معنا حضور دارد؛ چهرهای چندوجهی که در هیئت پهلوان، شاه، زن ، جنبههای گوناگون از وجود انسانی را بازتاب میدهد. بررسی این چهرهها امکان شناخت پیوند میان زیباییشناسی نگارگری و مبانی فکری دورهی صفوی را فراهم میکند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نمادشناسی عناصر انسانی در نگارههای شاهنامه رشیدا انجام شدهاست تا ساختار معنایی و مراتب وجودی انسان در این نگارهها تبیین شود. هنر نگارگری ایرانی در بستر تاریخی خود همزمان واجد چندین سطح معناست؛ از حیث شکل و تکنیک قابلمشاهده و از حیث نمادین حامل لایههای مفهومی که برای فهم آن لازم است از نظریههای نشانهشناختی و نمادشناسی استفاده شود. رولان بارت نشان دادهاست که تصویر بهمثابهی متن بصری، پیامهایی چندگانه را تولید میکند و متنهای نوشتاری یا زمینهای میتوانند در جهتدهی خوانش تصویری نقشآفرین باشند؛ بنابراین هر فیگور انسانی در یک نگاره صرفاً «نمایشِ یک واقعیت». دوپرسش اصلی پژوهش عبارتاند از: ۱.عناصر انسانی در نگارههای شاهنامه رشیدا چگونه بازتابی از مراتب وجودی و مفاهیم نمادین انسان در اندیشهی ایرانی ـ اسلامی هستند؟ ۲.چه نسبتی میان بازنمایی تصویری انسان (در مقام شاه، پهلوان، زن، خادم و نوازنده) و جایگاه او در نظام فکری و اجتماعی دورهی صفوی برقرار است؟ پژوهش حاضر به روش توصیفیـتحلیلی و بر پایهی مطالعهی تطبیقی پنج نگارهی منتخب از این نسخه انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که انسان در این نگارهها نه موجودی منفعل، بلکه صورت مثالی از حقیقت الهی و محور نظام کیهانی است. هر نگاره مرحلهای از سیر وجودی انسان را از اراده و خرد تا عشق و شهود نشان میدهد. نگارگر با بهرهگیری از شکل، رنگ، ترکیب و ارتباط بصری، توانسته است مفهوم انسان را از سطح روایت تاریخی به سطحی فلسفی و قدسی ارتقا دهد. در نتیجه، نگارههای شاهنامه رشیدا تصویری نمادین از «انسان کامل» در جهان ایرانیـ اسلامی ارائه میدهند؛ انسانی که در پیوند عقل، عشق و زیبایی به وحدت قدسی دست مییابد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1404/11/4 | پذیرش: 1405/7/14