1- ، B.barati@hmu.ac.ir
چکیده: (9 مشاهده)
پژوهش حاضر با هدف بازتعریف منسوجات دوره مملوکی (۱۲۵۰-۱۵۱۷ م) فراتر از رویکردهای سنتی سبکشناختی و زیباییشناسانه، این آثار را در چارچوب نظریه «فرهنگ مادی» و مشخصاً با تکیه بر مفهوم عینیتبخشی دنیل میلر تحلیل میکند. در این دیدگاه، اشیاء نه بازتابی منفعل از فرهنگ، بلکه عاملی فعال در تکوین و تحول مناسبات اجتماعی تلقی میشوند. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی چگونگی کنشگری مادی منسوجات در برساخت ساختارهای قدرت و هویت اجتماعی در مصر و شام دوره مملوکی است. با اتخاذ رویکردی کیفی و روش تحلیل محتوای بصری و تاریخی ۲۷ قطعه منسوج برگزیده از مجموعههای معتبر جهانی، این مقاله در تقابل با رویکردهای بازتابگرا استدلال میکند که منسوجات مملوکی صرفاً تصویری از نظم اجتماعی موجود نبودند، بلکه بهعنوان واسطههای دیالکتیکی، فعالانه در شکلدهی به مناسبات درباری، تبادلات دیپلماتیک و بهویژه اقتصاد سیاسی هدیه نقش ایفا میکردند. منسوجات فاخر در قالب خلعت و نشانهای افتخار، بهواسطه کیفیت مادیگرانه خود، قدرت سلطان را تجسد میبخشیدند، سلسلهمراتب اجتماعی را تثبیت و وفاداری نخبگان را مدیریت میکردند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فرآیند عینیتبخشی در منسوجات از طریق چهار ساحت کلیدی و درهمتنیده عملیاتی میشد: «مشروعیتبخشی سیاسی» از طریق درج القاب سلطنتی بر بافتهها، «بازنمایی و تثبیت هویت خاندانی» با بهکارگیری نشانهای خانوادگی، «اعتباربخشی دیپلماتیک و تحکیم اتحادها» در آیین خلعتبخشی، و در نهایت «محافظت آیینی» از طریق کاربرد پوششهای مقدس که قدرت حاکم را با امر قدسی پیوند میزد. این پژوهش با رد انگاره «انفعال اشیاء»، نتیجه میگیرد که منسوجات نه تنها محصول فرهنگ مملوکی، بلکه خود مولد آن بودند؛ آنها در شبکهای پویا از کنشگران انسانی و غیرانسانی، بهصورت مادی به تولید و بازتولید نظم اجتماعی، مشروعیت سیاسی و هویت جمعی جهان مملوکی میپرداختند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1405/3/22 | پذیرش: 1405/6/11