1- ، z.khazaie@student.alzahra.ac.ir
چکیده: (10 مشاهده)
پوشاک سنتی بهعنوان مولفهای هویتی و سندی بصری، نقشی اساسی در انتقال میراث فرهنگی دارد؛ لباس زنان بلوچ نیز بیانی از اصالت است که توسعه آن مستلزم سیاستگذاری راهبردی در حوزههای توزیع و ترویج است. در این مسیر، مبانی نظری آمیخته بازاریابی فرهنگی بوریسوا به عنوان چارچوب تحلیلی مورد استفاده قرار میگیرد تا نقش محوری آن در حفظ اصالت فرهنگی و همزمان، ارائه راهکارهای توسعه تجاریسازی موفق این نوع پوشاک مورد تبیین قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف ارائه راهبردهای اجرایی و توصیههای عملیاتی طراحی شده تا نشان دهد چگونه میتوان از ظرفیتهای بازاریابی صنایع خلاق فرهنگی برای ارتقاء جایگاه پوشاک سنتی بازطراحیشده زنان بلوچ بهره گرفت. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با استفاده از دادههای اسنادی و مطالعات کتابخانهای بوده و از منظر هدف، کاربردی است. جامعه مورد بررسی پوشاک سنتی زنان بلوچ است. نتایج نشان میدهد: استراتژی بازاریابی فرهنگی پوشاک بلوچ باید با تمرکز بر مطلوبیت آغاز شود؛ یعنی تثبیت برند به عنوان “راوی هویت” از طریق روایت اصالت فرهنگی قوی و همکاری با طراحان برای بهروزرسانی مدلها. این مطلوبیت، با کاهش مؤثر هزینههای مصرفکننده تقویت میشود؛ اجرای مدلهای اقتصاد چرخشی و حذف واسطهها از طریق تجارت الکترونیک، مانع اصلی قیمتگذاری را برطرف میکند. در رتبه بعدی، راحتی دسترسی از طریق زیرساختهای ترکیبی فیزیکی (کیوسکهای استراتژیک) و دیجیتال (AR و تنخور سهبعدی) ضروری است. در نهایت، ارتباطات باید نقش پشتیبان را ایفا کرده و با ثبت بازخورد و برگزاری رویدادهای فرهنگی، پیوند میان این سه مؤلفه و مشتری را محکم سازد و سازمان را به تجربهدهنده فرهنگی تبدیل کند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1405/3/30 | پذیرش: 1405/7/21