1- گروه فرش، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2- گروه فرش، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران ، sepehr1378qasemi@gmail.com
چکیده: (418 مشاهده)
قالیهای مناطق غرب و جنوبغرب افغانستان، بهویژه در استانهای هرات، فراه، نیمروز، بادغیس، غور و هلمند، از مهمترین نمودهای هنر مردمی این سرزمین به شمار میآیند. این نواحی که در مجاورت مرز ایران و حوزهی فرهنگی خراسان قرار دارند، از دیرباز محل سکونت طایفهها و قبایل گوناگونی همچون بلوچها، تیموریها، ابدالیها و صافیها بودهاند و تنوع قومی و فرهنگی آنها نقش مؤثری در شکلگیری سنتهای قالیبافی داشته است. قالیهای این مناطق با بهرهگیری از نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی و با ساختارهایی عمدتاً انتزاعی، بازتابی از تجربههای تاریخی، معیشت سنتی، مهاجرت و تحولات اجتماعی معاصر به شمار میآیند. هدف از نگارش پژوهش حاضر، تحلیل ابعاد هنری و زیباییشناختی طرح و نقش قالیهای غرب و جنوبغرب افغانستان و شناسایی لایههای نمادین و فرهنگی نهفته در آنهاست. در واقع نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که این قالیها چگونه توانستهاند ضمن حفظ اصالتهای سنتی، بازتابی از شرایط تاریخی و اجتماعی معاصر را در ساختار بصری خود جای دهند؟ ضرورت انجام پژوهش از آنجا ناشی میشود که مطالعات پیشین عمدتاً بر جنبههای فنی و اقتصادی قالی افغانستان متمرکز بوده و کمتر به تحلیل هنری و نمادین قالیهای این محدودهی جغرافیایی پرداختهاند؛ از این رو، شکاف معناداری در مطالعهی ابعاد بصری و فرهنگی این دستبافتهها وجود دارد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی میدانی و مشاهدهی مستقیم نمونههای قالی مربوط به هفتاد سال اخیر صورت گرفته است. نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شده و ۱۷ تخته قالی بر اساس معیارهایی چون اصالت بافت، وضوح نقشمایهها، تعلق جغرافیایی معتبر و قدمت قابل استناد انتخاب شدهاند. یافتهها نشان میدهند که قالیهای منطقه را میتوان در سه الگوی اصلی شامل قالیهای بلوچی، قالیهای جنگی و قالیهای تصویری (ادرسکند، ارادت و جنگی) طبقهبندی کرد؛ الگویی که بیانگر نقش قالی بهعنوان حامل معنا، حافظهی تاریخی و هویت فرهنگی است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
طراحی و فرم در هنرهای اسلامی دریافت: 1404/8/3 | پذیرش: 1404/9/29 | انتشار: 1404/10/9