1- گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2- گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران ، shayesteh@modares.ac.ir
چکیده: (225 مشاهده)
داستانهای دینی همواره فضای مناسبی برای بازآفرینی در بستر هنر و فرهنگ یک ملت بودهاند. از جملهی این داستانها، ماجرای معراج است که شاخصترین نمونهی آن معراج حضرت محمد (ص) در دین اسلام است که هدف بسیاری از هنرمندان برای بازآفرینی گشته است. این قضیه به دین اسلام محدود نیست و در ادیان مختلف از جمله دین مسیحیت، جایگاه ویژهای دارد؛ از نمونههای آن میتوان به کمدی الهی دانته که تا حدودی برگرفته از فضای معراج در اسلام است اشاره کرد. از عناصر مهم پرداختهشده در معراجنامهها تصویرگری زنان است. زنان در دوزخ، بهعنوان نمودی از گناه و در حال عذاب، و در بهشت بهعنوان نمودی از تقدس و نور تصویر شدهاند. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکردی تطبیقی به مطالعه و تحلیل تصویر زن، در دو نسخه از معراجنامههای دینی، معراجنامهی میرحیدر و کمدیالهی دانته اثر گوستاو دوره بپردازد. روش جمعآوری اطلاعات از منابع کتابخانهای، آرشیوی و آنلاین بوده و نوع انتخاب دادهها به صورت هدفمند و غیرتصادفی و از میان نگارههای دو نسخه، نگارههایی هستند که در آنها زنان در دوزخ ترسیم شدهاند. برای پیشبرد اهداف مقاله از نظریهی نگاه مردانهی جان برجر، و نظریهی جنسیتی و فمینیستی لیندا ناکلین در مورد بازنمایی تصویر زن در هنر دینی، بهره گرفته شده است. و هدف از آن بیان جایگاه زن بهعنوان عنصری مهم و تأثیرگذار در هنر دینی و چگونگی بازآفرینی اوست. سؤالی که مطرح میشود، تفاوتهای بازنمایی زنان در دوزخ دو اثر مذکور تحتتأثیر چه عوامل فرهنگی و دینی است؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است، با اینکه دو نسخه در بازنمایی نقش زنان در دوزخ تفاوتهای اساسی، آنهم بهخاطر تفاوت در نوع نگرش جامعه و دین، با یکدیگر دارند، ولی در مواردی نظیر نوع گناهان انجامشده توسط زنان، نوع نگاه و رفتارهای نسبتدادهشده به آنها، هدفی که نقاش از بازنمایی دوزخ و عنصر زن در جامعهی روزگار خود داشته با یکدیگر اشتراکاتی دارند و این اشتراکات حاصل از یکسانی در روح دین و هنر قدسی است که با تفاوت در بستر و بازنمایی هم شباهتهای خود را به نمایش میگذارد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1404/2/25 | پذیرش: 1404/9/16 | انتشار: 1404/10/9