دانشگاه هنر ایران ، samanehkakavand@ymail.com
چکیده: (12 مشاهده)
ارتباط میان انسان و اشیاء دور از ذهن مینماید؛ اما در طول تاریخ میان انسان و غیر انسان تعاملی برقرار بوده است. انسان بهواسطۀ نیازهایش دست به خلق مصنوعات زده و آفریدههایش بهتدریج خصوصیات خود را به زندگی او دادهاند. از این گذر اهمیت بافتههای حصیری بهمثابه شبکه غیر انسانی در شکلدهی به زندگی مردم بافق مهم مینماید؛ یعنی اشیاء حصیری کاربردی اجزایی مؤثر و معنا بخش از کل منسجم فرهنگ سنتی بافق بوده و بهمثابه نمادی کلیدی در هویت بافق درک میشوند؛ بنابراین پرسش این است که چگونه فرآوردههای حصیری بافق در دادوستد با انسان، زیست هویتی او را شکل دادهاند؟ تعامل بافتههای حصیری و مردم بافق به چه نحو منجر به تبدیل مصنوعات به نشانهای هویتی شده است؟ هدف از پژوهش درک جایگاه بافتههای حصیری در تعیین هویت زیستی مردم بافق است. در ضمن طبقهبندی مصنوعات حصیری بر اساس لیف نخل؛ پیسک، مغ و سیس نیز دغدغه پژوهش خواهد بود. به نظر میرسد میان بافتههای حصیری و شکلگیری هویت فرهنگی مردم بافق ارتباط معناداری وجود دارد. به بیانی دیگر مصنوعات حصیری بافق در شکلدهی به هویت اشخاص در اقلیم گرم و خشک کویر مرکزی ایران مؤثر بودهاند. پژوهش کیفی حاضر در دستۀ بنیادی قرار میگیرد و با روشی توصیفی تحلیلی به مطالعۀ بافتههای حصیری بافق بر اساس ماده اولیه و مبتنی بر رویکرد کنشگر- شبکه میپردازد. شیوۀ گردآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی بوده است. ابزار تحقیق در بخش کتابخانهای فیش و در قسمت میدانی، مشاهده و مصاحبههای بهدستآمده از سفر به بافق است. نتیجه آنکه بافتههای حصیری بافق حاصل پیوند دانش بومی در طراحی و ساخت محصول و شناخت نیازهای اساسی مردم است. انسان در تعامل با محیط طبیعی و بر اساس مؤلفه اقلیم به آفرینش پرداخته و درنهایت ویژگیهای جغرافیایی، موجب بافت مصنوعات حصیری اقلیمی شده و در طول تاریخ خصوصیات بافتهها به انسان منتقلشده است.
mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
طراحی و فرم در هنرهای اسلامی دریافت: 1404/3/29 | پذیرش: 1404/9/23