1- گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران ، javaher.graphist@gmail.com
2- گروه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3- گروه زبان فرانسه، دانشکده زبان، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده: (96 مشاهده)
سکههای ایلخانی سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) فراتر از کارکرد اقتصادی عمل کردهاند. عملکرد این سکهها در واقع همانند رسانهای تأثیرگذار بوده که حکومت از طریق آنها نظام گفتمانی قدرتی، هویتی و دینی خود را به نمایش گذاشته و در زمان خود مدیریت کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه تنشهای بنیادین آن دوره از جمله کشمکش بین ریشههای مغولی حاکمان و گرایش به هویت ایرانی-اسلامی، و نیز تضاد بین سنت و نوآوری در کتیبهها (نوشتهها و نقشها) روی همین سکهها بازتاب یافته و مهار شدهاند. هدف، بررسی نشانهشناختی این تقابلها بهعنوان اجزای شکلدهندهی نظام گفتمانی حاکمیتی است که با خط و با تصویر بیان میشود. روش کار بر پایهی نظریهی نشانه-معناشناسی گریماس پیش رفته و با تکیه بر تحلیل روایت و مدل مربع معنایی، پنج سکهی نقره از ضرب تبریز مربوط به سالهای ۷۰۹، ۷۱۰ و ۷۱۴ قمری، بهعنوان نمونههای شاخص انتخاب و با دقت بررسی شدند. دادهها شامل تصاویر دقیق از سکهها و نیز منابع کتابخانهای بودند که براساس رویکرد نشانه-معناشناختی گریماس پردازش و تحلیل گردیدند. یافتهها روایت سهگانهی این تحول را نشان میدهند که در سالهای نخست (۷۰۹-۷۱۰ ق)، سکهها دو چهرهی متضاد، از یک سو خط اویغوری و از سوی دیگر متون شیعی، را همزمان حفظ میکنند. این دوگانگی عمدی، نشان از راهبرد احتیاطآمیز حکومت در آغاز راه دارد. سپس، نمادهای احساسی مانند نقش قلبهای درهمتنیده، بار عاطفی پیام را تقویت میکنند، اما در مرحلهی پایانی (۷۱۴ ق)، دیگر اثری از خط اویغوری نیست. متون یکدست شیعی و نقوش هندسی منظمی مانند گلهای هفتپر، گفتمانی یکپارچه و تثبیتشده را تشکیل میدهند. نتیجهی بنیادی این است که سکهها تنها آینهی تحولات نبودهاند، بلکه عرصهای فعال برای نمایش و در نهایت مهار تنشها به سود روایت رسمی قدرت بودهاند. این روند، استراتژی هوشمندانهی ایلخانان را برای تثبیت مشروعیت جدید خود از طریق پیوند با فرهنگ ایرانی-اسلامی آشکار میکند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مبانی نظری هنر اسلامی دریافت: 1404/7/29 | پذیرش: 1404/10/4 | انتشار: 1404/10/9